تبليغاتX
اِستارباد نشریه فرهنگی-تاریخی گلستان
اِستارباد تصحیف"إسترآباد"نام پیشین گرگان کنونی, مرکز استان گلستان است...!

یک روز پیش از عید سعید غدیرخم با حضور در حوالی محل آرامگاه علامه میر سید شریف جرجانی (محله سردوزک) متوجه شدم که ظاهرا تغییراتی در همت بلند میراث فرهنگی استان فارس حاصل گردیده است و 2 سال پس از تلاشهای نگارنده حقیر وبلاگ استارباد  از پس نامه نگاری های مختلف یک فقره تابلو در ابتدای کوچه ورودی به سمت ارامگاه علامه بزرگ گلستانی میر سید شریف جرجانی نصب گردیده که در تصویر ذیل ملاحظه  خواهید کرد البته چنان وجدی در وجود این کمترین ایجاد شد که گوئی آن بزرگمرد را فی قید حیات رؤیت نموده البته امید آن میرود تا میراث فارس در ادامه روند این همت در ایام تعطیلات نوروز و سایر پیشامدهای مختلف در کنار دیگر دیدنی های شیراز به معرفی این مکان مقدس نیز بپردازد ان شاءالله

 

 Tablo

   اما فارغ از این مسئله نکته دیگری که می بایست از دوستان میراثی هم استانی خرده گرفت حنفی تلقی کردن آن علامه امام زاده است که بسیار جای تعجب دارد و تندیس مومی بی سبیل آن بزرگمرد که  همانطور که قبلا اشاره شد بسیار با بی مهری برگزارکنندگان روبرو گردیده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 20:16  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

نگاهی به کتاب داستان ممد خرتو فردا افتو نوشته حسین عبدی

و حرکت جدید سازمان میراث فرهنگی و موزه کاخ پهلوی پارک شهر

 

تعطیلات متوالی عید سعید قربان و جمعه آخر هفته سعادتی دست داد تا به دیار سرسبز و باستانی گلستانی خود سری بزنم و مطابق روال معمول در جستجوی نکات جدید

ابتدا توسط پسرخاله فرهنگ دوست و کتابفروش خودم متوجه چاپ کتاب ممدخرتو فردا افتو نوشته حسین عبدی شدم و به سرعت علیرغم تعطیلی موجود کتاب را تهیه و مطالعه کردم و از اینکه پس از نوشته های اینترنتی خودم درخصوص داستانهای عامیانه گرگانی(فاطمه نمازی-آش گزنه-شاه سلطان مار) کتابی مشابه، آن هم از نوع چاپی را دیدم بسیار خرسند شدم و از این اقدام دوستان گرگان دوست بسی شادمان گردیم و بارقه ای از امید و جرقه ای از همت در خود یافتم تا ان شاءالله داستانهای فوق الذکر را در آینده ای نزدیک به طبع برسانم

علی ای حال کتاب مذکور خالی از نقد نبود لیکن نکاتی که خواهم آورد از ارزشهای متاب نکاسته به هرروی جهت چاپهای آتی ان شاءالله توسط عزیزان دست اندرکار مورد عنایت قرار گیرد:

1-                     داستان فوق العاده کوتاه و کم حجم بود.

2-                     واژه نامه انتهایی بهتر بود به سبک کتاب نویسی مرسوم ذیل صفحات و بصورت پانویس مذکور می گردید.

3-                     به جای واژه گهواره در شعر با گویش عامیانه می بایست از واژه ننو استفاده می شد.

4-                     بیت پیش از انتها با این صورت وزن بهتر پیدا می کرد: روغن بده داغش کنم  بچه ر قنداقش کنم

5-                     نتیجه داستان علی القاعده می بایست با صورت محتوائی اعتقاد(به نوعی خرافه)  عامیانه ای که در آن مطرح گردیده بود همسوتر می بود مثلا رامین پس از بیداری از خواب با بندآمدن باران یا سرزدن آفتاب مواجه می شد.

 

اما بازسازی کاخ رضاشاهی نیز اقدامی هرچند دیر اما به سزا از سوی میراث فرهنگی بود که نگارنده بصورت کاملا اتفاقی با آن مواجه گردیدم و بسیار جای تقدیر و تشکر از مسوولین محترم آن سازمان فرهنگی دارد لیکن در این خصوص نیز نکاتی چند قابل طرح است:

1- تندیس بسیاری از فضلا و علما و بزرگان دیگر استان که از برخی از مجسمه های حاضر به نام تر بودند موجود نبود مانند: فضل الله نعیمی حروفی استرآبادی، سحابی استرآبادی، شیخ محمحسین مقصودلو، هلالی جغتائی استرآبادی، بی بی خانم استرآبادی، ابوالقاسم سهمی جرجانی، رضی الدین استرآبادی،ابوالهیثم جرجانی، پرویز کیانی، مسیح ذبیحی، زیدالله طلوعی و غیره

2- بهتر بود در کنار هر تندیس توضیح مفید و قابل توجهی از بیوگرافی آن بزرگان درج می گردید.

3- در مورد برخی از چهره ها مسائلی مطرح گردیده بود که گویا از کم اطلاعی دست اندرکاران خبر می داد

-حنفی خواندن علامه میر سید شریف جرجانی آن هم با نام ساده سید شریف الدین جرجانی که به هیچ وجه به مقام رفیع و جایگاه بلیغ آن دانشمند اشاره ای نگردیده بود

- ذکر نام عبدالقاهر جرجانی بدون عنوان امام، شخصیتی بارز و استثنائی در تاریخ منطقه

4- می بایست جهت بازدیدکنندگان مقادیری جورابهای کفش پوش قرار می دادند تا مسوول محترم موزه مجبور نباشد به تک تک بازدیدکنندگان توضیح دهد که فلان جا با کفش وارد نگردند.

5- سایر نقاط موزه نیز عاری از توضیحات لازمه بود، تابلوها، اتاقها و ...

 

در پایان ضمن پوزش خواهی از دوستاران وبلاگ استارباد ان شاءالله سعی بر آن دارم تا مجددا فعالیتهای فرهنگی-ادبی-تاریخی-هنری وبلاگ را به روز نمایم، ان شاءالله.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 0:26  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

محراب

 

روحش ز ضرب تبرهای طعنه ریش

قلبش فسرده بیداد سرد دهر

جانش ملول و خسته یاران خودفریب

آمد ز کوچه پس کوچه های آشنای غریب

با بانگ نای منادی

در گرگ و میش سحرگاه واپسین

آرام و باوقار

آگاه و منتظر

مشتاق و دلنشین

وآنگه ز روی سکوگاه پرواز عشق پرکشید

با نوش لعل تیغه شمشیر پرشرنگ

ناگاه و بی درنگ!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 22:42  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

پیکر مرد معماری و مرمت، امروز از خانه هنرمندان تشییع می شود...

 

پیکر دکتر محمد امین میرفندرسکی- مرد معماری و مرمت ایران امروز از مقابل خانه هنرمندان ایران تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده می شود.

محمد امین میرفندرسکی که صبح روز چهارشنبه 20 خرداد ماه بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان ایرانمهر تهران از دنیا رفت متولد 1310 گرگان بود.

 

         زنده یاد دکتر میرفندرسکی

او دکترای معماری و شهرسازی خود را از دانشکده معماری دانشگاه قلورانس ایتالیا در سال 1341 گرفت و تا سال 1342 استنادیار داوطلب در دانشگاه معماری قلورانس بود.

از دیگر فعالیتهای میرفندرسکی می توان به استادیاری و دانشیاری دانسکده هنرهای زیبا- دانشگاه تهران(1342-1356)، ریاست دانشکده هنرهای زیبا-دانشگاه تهران(1347-1350)، استاد مدعو دانشکده معماری کمبریج انگلستان(1361-1368)، بنیان کذاری اندیشه تو در آموزش هنر و معماری و ایجاد هم پیوندی میان آموزش معماری، هنرهای تصویری و نمایشی و موسیقی و ... اشاره کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 20:53  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  | 

 

استارباد یک ساله شد

و دیگر هیچ ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 22:26  توسط علی بایزیدی (ع.سروش)  |